سلام عرض میکنم خدمت همه دوستای گلم
خوب همون طور که قول داده بودم امروز اومدم که با یا آپ محشر جیگرتونون رو حال بدم
قبل از هر چیز باید بگم که خوشحالم که ۲ تا از آبجی های گلم رفتند به خونه بخت
آبجی مستان و آبجی یاسمین
براشون از صمیم قلب آرزوی خوشبختی میکنم
خوب زیاد حرف نمیزنم
میرم سر آپم





اشكي دگرندارم,خنديدنم به زوراست
نفرين به هرچه قسمت,چشم دلم چه كوراست
بر دل گفته بودم,دل به كسي نبندد
گوشي كه بشنودكو,اين دل چه بيشعوراست
هردم گريه كردم تاحدجان سپردن
گويي دواندارد,چشم خداچه كوراست
ازعشق نااميدم,تاكي دلم بسوزد
گويي غم توبامن,همزادوجفت وجوراست
دراسمان قلبم,ديگرستاره اي نيست
تنهادعاي اين دل, يك مرگ سوت وكوراست





من براي زنده بودن
صد هزار بهونه دارم
واسه دیوونه بودن
هميشه حوصله دارم
به شقايقا مي گفتم
اينكه من يه قصه دارم
از تمام عمر رفته
يه دل رنجيده دارم
بغض من تو گلو مرد
وقتي از خوشبختي گفتي
اما امروز باورم شد
كه بهم دوروغ ميگفتي
نگي باز چه ساده هستي
سادگي نجابتم بود
همه صبوري ها هم
واسه باتو بودنم بود
بخدا دلم ديگه نيست
زير برگها جا گذاشتم
براي بودن با تو
آبرو گرو گذاشتم
هي به دل ندا مي دادم
كه صداش تو دل بمونه
نگيره سراغي از تو
واسه بودنت نميره
نه ديگه صلاح نديدم
كه تو رو به ياد بياره
دنبال بهونه بودم
تا دل و گرو بذارم
با خدا يه عهدي بستم
پاي عهدم نشستم
كه به احترام قلبم
ديگه اسمت رو نيارم





بی تو از عشق شنیدن هرگز
در تب عشق طپیدن هرگز
بی تو در میکده ماندن هرگز
جام عشق سر بکشیدن هرگز
لب به پیمانه زدن بی تو مبادا هرگز
با تو گفتن زغم رنج کشیدن هرگز
رعنا را نیست توان ماندن بی تو هرگز
دوریت کم شود و دوریت رویت هرگز
بی توام شادی وخنده هرگز
با توام دوری وهجران هرگز
بی تو من غم زده از عشق توام
با توام بستن چشمم هرگز
بی تو سر گشته و سر گردانم
با توام جنگ و ستیز هرگز
با تو بیمار همه روی توام
بی توام دلزده از عشق هرگز
من نگویم که مرا دوست بدار
عشق تو از دل من پاک نگردد هرگز


نمیدانم چرا ؟ اما ترا هر جا که میبینم
کسی انگار میخواهد زمن تا با تو بنشینم
تن یخ کرده آتش را که می بیند چه میخواهد ؟
همانی که می خواهم ترا وقتی که میبینم
تو تنها می توانی آخرین درمان من باشی
و بی شک دیگران بیهوده میجویند تسکینم
تو آن شعهری که من جایی نمی خوانم که می ترسی
به جانت چشم زخم آید چو می گویند تحسینم
زبانم لال ! اگر روزی نباشی من چه خواهم کرد ؟
چه خواهد رفت بر من ودنیای رنگینم ؟
نباشی تو اگر ناباوران عشق می بینند
که این من – این من آرام – در مردن به جزاینم
دیشب به یک باره برف بارید
و صبح ، انفجار کلاغ ها از شاخه های سپید
زمستان در دشت است تا دروست نگاه
دنیایی بی انتها
عشق من ، فصل دیگری در راه است
وزیربرف
مغرورانه و سخت کوش
زندگی
ادامه دارد...........................





به نام آنکه قلب تنهایم را با یاسی مهربان تجلی داد.
لحظه ها را قطره قطره میشمارم و گرمای وجودت را در ذره ذره جانم
احساس میکنم.حس میکنم مرده ای بودم و تو به من زندگی بخشیدی.
آنقدردوستت دارم که زبان در وصفش عاجز است.نمیگویم آسمان
را برایت پیشکش میکنم یا ستاره را برایت از کهکشان میچینم
یا قصر زیبای شهر رویا را خانه وجودت میکنم.یا زمین را برای
قدومت گلباران میکنم اما میگویم که دوستت دارم صمیمانه.
آنقدر که میخواهم تمام مهربانیهای دنیا را سنگ فرش عشقت کنم.
تا تو پای بر قلب تنهایم گذاری.اما ای کاش گاهی تو هم ذره ای قلب
تنهایم را مرحم بودی و دل عاشقم را خریدار تا زندگیم را به تو
ارزانی میداشتم.اما صد ناله که تو قلب کوچکم را نادیده گرفتی وعزم
رفتن کردی و دلم را غمکده ای کردی تنها و بی سامان.








به محض آپلود اون عکس رو هم میزارم


