تبليغاتX
۞۞.(¯`·.در پناه عشق .·´¯)۞ ۞



چه باصفاست لحظاتي كه قلم رقص كنان در معركه عشق جز درد هجر را نمي نوردد و هر گاه كلماتي را بر روي سپيديهاي كاغذ ربط ميدهد تا حرف دل را از روح بي جانش فرياد زند اما دردناك آن لحظه كه قلم به تفسير زبان مي پردازد و از نوشتن بعضي چيزها شرم مي كند .
زندگي گرمي دلهاي به هم پيوسته ست
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته ست

سلام

با  نام   او  شروع  میکنم

او که پناهنده   تمام عاشقان   دنیاست

به  نام تک  نوازتده  گیتار  عشق

سلام میکنم  به همه  دوستای   با گلم که  عشق و احساس  دراونها  خلاصه میشه

قبل  از  همه   چیز  میخوام  از چند  تا  از دوستام از  بابت  همه چیز  تشکر  کنم

اول   از همه از آیناز   جون   تشکر  میکنم  که  با  گرمای   وجودش   به  من   عمر  دوباره  ای  داد

بعد  از نی نی جان   تشکر  میکنم که  واقعآ  منو هیچ موقع  تنها  نذاشته

بعدآ   از مریم  جون   تشکر  میکنم که  واقعآ دختر   فوق العاده ای  هست

امیدوارم  اونم  به عشقش   یعنی  آقا یحیی برسه

بعدآ از سعیده جان تشکرمیکنم  که  تازه گی ها  باهاش آشنا  شدم

و   هر  چی   ازمرام و معرفتش بگم  کم  گفتم پس  ترجیح   میدم  نگم

آهان آبجی   شیدا  که  خیلی  دوستش  دارم   از  اونم  تشکر  میکنم

و  همین   طور   از  آبجی مستان که  خیلی  وقته  ازش بی خبرم

آهان  از آتی   خانوم   هم خیلی   ممنونم    چون   با همه  دوستام    فرق داره

یه  جور  دیگه  میخوامش 

 اصلآ  آخر  مرام   با  اون   ترکوندنهای  معروفش

خلاصه   همتون  رو دوست  دارم

دوستام   خیلی   زیادن واسه همین  نمیتونم   از  همشون   اسم ببرم

کسایی  که  قدم   رنجه  میکنن   و  سر  میزنن

قربون   قدمهای  سبزشون   برم

خوب   بچه ها از  این   آپ   به  بعد  تا  نظراتم   به ۴۰۰   نرسه  آپ  نمیکنم

اینم    قابل  توجه   دوستایی که  میترکونن

همتونو   دوست  دارم

یا   حق

""حسین  گیتاریست""

TinyPic image

TinyPic image

 

TinyPic image

تقديم به تو
به تو كه از گلبوته هاي نجابت چشمانت
مرا
هر سحر
با شبنم انتظار
غسل ميدهي
تو كه با غمزه نگاهت
در پهناي آبي نگاه من
بغض انتظار مي كاري
به تو
عزيزترين وجود
كه وجود خاكي مرا معنا مي كني
تو از كوچه پس كوچه هاي شهر غريب آشناي ديرآاشنا
امدي
و مرا تا بي كرانه وجود
تا پهناي انتظار
تا بلنداي وصال
ورق زدي
تو از آبي بهاران هم سبزتري
و از بلنداي انتظار هم
طولاني تر
تو از وجود وجود آمدي و تا
حضور حضور
تا مشهد قلبها
تا بيكرانه خيال
تا بلنداي آسمان
تا عشق
مرا ورق زدي
مگر مي توان از تو نوشت؟
يا از تو گفت ؟....

TinyPic image

TinyPic imageTinyPic imageTinyPic image

TinyPic image

TinyPic image

TinyPic imageTinyPic imageTinyPic image

امشب آسمان بارانيست و باران زيباست.
باران را دوست دارم و تصور مي کنم باران نيز مرا دوست ميدارد.
باران! اين دوست داشتن را دوست دارم، زيرا که پيونديست بين من و تو .
پيوندي به وسعت آبي آسمان و سپيدي ابرها.
اين يادداشت را مي نويسم تا با تو بپيوندم، تا تو مرا به آسمان و آسمان مرا به خدا پيوند دهد.
با تو اي پاک ترين پاکها، با تو مي پيوندم چون پيوند تو ناگسستني ترين پيوندهاست.
باران! تو اي فراتر از همه ي وجود و اي پاکترين مقدسات آسماني، امشب بر من ببار.
مي خواهم امشب آخرين شب دلتنگي ام باشد.
مي خواهم امشب از تمام شبهاي عمرم پاکتر بشوم...
بر من ببار که شايد از پاکي و روشنايي تو ، گل وجودم دوباره جان بگيرد
گلي که دست پشيماني ام ،گلبرگهايش را پرپر کرده است
دلم امشب تاريک است ،شمع وجودش را سردي نفسهاي مسافر ترد شده خاموش کرده
امشب جرعه اي عشق ميخواهم براي روشنايي اش
باران!... اي بهترين بهانه براي اشکهاي شبانه ي من ،اي طلوع دوباره ي عشق،بر من ببار و مگذار غبار غم همچنان بر تن خسته ام بماند

TinyPic image

TinyPic imageTinyPic imageTinyPic image

TinyPic image

TinyPic imageTinyPic imageTinyPic image

عشق يعني مستي و ديوانگي 
     عشق يعني با جهان بيگانگي
         عشق يعني شب نخفتن تا سحر
            
عشق يعني سجده با چشمان تر
                 
عشق يعني در جهان رسوا شدن
                     
عشق يعني اشک حسرت ريختن
                            
عشق يعني لحظه هاي التهاب
                                 عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
                                      
عشق يعني قطره و دريا شدن
                                             عشق يعني ديده بر در دوختن
                                                   عشق يعني در فراقش سوختن

 

TinyPic image

TinyPic imageTinyPic imageTinyPic image

TinyPic image

TinyPic imageTinyPic imageTinyPic image

رو تموم قصه ها خط سيا کشيد و رفت

اشکای عاشقيمو تنگ غروب نديد و رفت

گفت ديگه ترانه هام همه واسش تکرارين

تو جواب خوبيام بلند بلند خنديد و رفت

TinyPic image

دلخوشيم اون شده بود تو روياهای هر شبم

دلمو مثل طلا يواشکی دزديد و رفت

شعر يادگاريمو گذاشت کنار پنجره

رنگ حسرت و غمو رو نقاشيم پاشيد و رفت

TinyPic image

توی دفترم نوشت عاشقی حرفه اين روزا

در خونه رو بازم پشت سرش کوبيد و رفت

ندونست که عاشقی سادگی و راستی می خوتد

واسه هميشه از عاشقی دست کشيد و رفت

 

TinyPic image

ايندفه رفت تا ابد تا بغض پوچ خاطره

صدای گريه هامو پشت سزش نشنيدو رفت

دو سه روز مهمون من بود توی اين بی کسيا

مثه قاصدک بازم نيومده پريد و رفت...

TinyPic image

TinyPic imageTinyPic imageTinyPic image

TinyPic image

TinyPic imageTinyPic imageTinyPic image

هی همه میگن بهونه                یه بهونه واسه موندن

یه بهونه واسه بودن                 یه بهونه واسه خوندن

آره تو بهونه هستی                   یه بهونه واسه شعرام

یه بهونه ی قشنگی                 واسه گریه هامواشکام

تو همونی یه بهونه                     واسه شعرعاشقونه

واسه گریه ی شبونه                 واسه اشک بی بهونه

تویی اون بهونه ی من

    واسه موندن واسه بودن واسه خوندن

آخ که ای بهونه ی من                  دل من هواتو کرده

آخ کجایی که ببینی                       دل من لبریزه درده

ای بهونه ی قشنگم                  دل من بی تو می میره

 تو کجایی که ببینی                     این شبا دلم می گیره

آخ کجایی که ببینی                   بدجوری گریم می گیره

اشک من لبریزه درده                    دل من خیلی اسیره

TinyPic image

TinyPic imageTinyPic imageTinyPic image

TinyPic imageTinyPic imageTinyPic image

TinyPic image

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 14:22 توسط حسین گیتار یست |