.png)

سلامممممممممم به همه بچه های وبلاگر ![]()
![]()
که همتون سرور من بوده و هستید
من امروز به خاطر آبجی بهاره که خاطرشو خیلی خیلی میخوام
سنت شکنی کردم و قبل از ۱۵۰ آپ کردم
یه آپ طولانی که امیدوارم که با هاش حال کنید
راستی من از امروز در یک کافی نت مشغول به کار شدم
آی دی من از ساعت ۱۰ آنلاین هست تا ساعت ۱۴
و از ساعت ۱۶ تا ساعت ۱۹
هر کس با من کاری داشته باشه در خدمتم
زیاد سرتنو درد نمییارم
بریم سر آپ
تا ۱۵۰ بعدی بابای






منو اين نيمكت چوبي هر دومون چشم انتظاريم
تا كه هق هق حضورو روي شونه هات بذاريم
نه صداي ريزشي هس ميون گلوي ناودون
نه نگاه مهربوني توي خلوت خيابون
نه تلنگري نه دستي نه هجوم رعد و بارون
نه بنفشه نه شقايق توي ذهن باغچه هامون
شهر مرده هاي بي غم واسه ﻯ از تو نخوندن
توي قتل عام گلها ميگيره صدامو از من
چه شباي سرد و تاري كه برات ترانه خوندم
توي لحظه هاي سنگي بغض شيشمو شكوندم
چك چك ثانيه هامو تو ترانه هام نديدن
توي تاريكيه ايوون ساقه هامو سر بريدن
فك ميكردن كه ميتونن شبو تو چشام بكارن
غافلن كه مردمكهام تا قيامتم بيدارن
فك ميكردن تو هجوم شب و تاريكي ميمونم
ندونستن ندونستن تا ابد از تو ميخو نم
.....................................................



.....................................................
ببين چه جور پا ميگيره زمستون هر چي بدي
بذار كه باز بنفشه ها خبر بدن كه اومدي
هنوز همونم واسه تو ديوار رو به پنجره
رودخونه اي كه با عطش آبو به دريا ميبره
يادت نرفته اون روزا جيك جيك گنجشكاي شاد
حس قشنگ بودنو به قلباي من و تو داد
تو نيستي و وجود من براي مردن ميميره
گنجشكا بازم ميخونن اما دل من ميگيره
ببين چه جور پا ميگيره زمستون هر چي بدي
بذار كه باز بنفشه ها خبر بدن كه اومدي
كاشكي بدوني از خدا غير تو هيچي نميخوام
بياي بموني با من و با خلوت ترانه هام
تموم لحظه ها ﻯ من پر از سكوت خواهشن
دستاي يخ بسته ﻯ من هنوز پراز نوازشن






دلم می خواست...
دلم می خواست عشقم را نمی کشتند
صفای آرزويم را؛ که چون خورشيد تابان بود؛می ديدند
چنين از شاخسار هستی ام آسان نمی چيدند
گل عشقی چنين شاداب را پرپر نمی کردند
به باد نامردی ها نمی دادند
به صد خواری نمی خواندند
چنين تنها به صحراهای بی پايان اندوهم نمی بردند
دلم می خواست؛يک بار دگر او را کنار خويش می ديدم
به ياد اولين ديدار در چشم سياهش خيره می ماندم
دلم يک بار دگر؛همچو ديدار نخستين پيش پايش دست و پا می زد
شراب اولين لبخند در جام وجودم های و هوی می کرد
غم گرمش نهانگاه دلم را جست ئ جو می کرد
دلم می خواست دست عشق
چون روز نخستين هستی ام را زير و رو می کرد!
مگو اين آرزو خام است!
مگو روح بشر همواره سر گردان است!






تو نيستی که ببينی...
چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاريست
چگونه عکس تو در برق شيشه ها پيداست
چگونه جای تو در جان زندگی سبز است!
هنوز پنجره باز است؛
تو از بلندی ايوان به باغ می نگری
در خت ها و چمن ها و شمعدانی ها
به آن ترنم شيرين
به آن تبسم مهر
به آن نگاه پر از آفتاب می نگرد
تو نيستی که ببينی چگونه از دیوار ؛
جواب می شنوم!
تو نيستی که ببينی چگونه دور از تو
به روی هر چه در اين خانه است؛
غبار سربی اندوه بال گسترده است
تو نيستی که ببينی دل رميده ی من
به جز ياد تو همه چيز را رها کرده است!
غروب های غريب
در اين رواق نياز؛
پرنده ساکت و غمگين؛
ستاره بیمار است!
دو چشم خسته ی من
در اين اميد عبث؛
چو شمع سوخته جان هميشه بیدار است
تو نيستی که ببينی!
(((((((((عشق تنها مرضی است که بيمار از آن لذّت می برد)))))))

در اين دنيا، سراب محکوم است به پوچي ... 
پرستو محکوم به کوچ کردن ... 
شمع محکوم به اشک ريختن ... 
خارها محکوم به تنهايي ... 
روز محکوم به غروب کردن ... 
شب محکوم به رسيدن ... 






دست تو مقدسه مثل نماز عاشقاست
اسم تو نوازش لبهاي سرد و بي صداست
چي مي شد عشقا همه مثل تو آسموني بود
چشم تو دنيايي ازجنس محبت و وفاست
دست مهربون تو هديه اي از لطف خداست
همه نوازشات آرامش و صلح و صفاست
نفسا تازه ميشن وقتي که بوي تو مي ياد
هميشه نفس بکش عطر نفسهات کيمياست
تپشاي قلب تو قصه اي از راز و نياز عاشقاست!!!!
مثل دريا اگه پاكي اينم از معجزه هاست!!!
دل من جوون مي شه وقتي صداتا مي شنوم
هميشه واسم بخون ترانه هات اوج صداست






گل من گریه مکن،![]()
که در آئینه ی اشک تو غم من پیداست
قطره ی اشک تو داند غم من دریاست
گل من گریه مکن
سخن از اشک مخواه
که سکوتت گویاست
از نگه کردنت احوال تو را می دانم
دل غربت زده ات، بی نوایی تنهاست
من و تو می دانیم چه غمی در دل ماست
گل من گریه مکن،
اشک تو صاعقه است
تو بهر شعله، چشمان ترم می سوزی
بیش از این گریه مکن،
که بدین غمزدگی بیشترم می سوزی
گل من گریه مکن،
من چو مرغ قفسم
تو در این کنج قفس بال و پرم می سوزی
گل من گریه مکن،
که در آئینه ی اشک تو غم من پیداست
قطره ی اشک تو داند غم من دریاست
دل به امید ببند
نا امیدی کفر است
چشم ما بر فرداست
ز تبسم مگریز
درد دندان تو در غنچه ی لبها زیباست...![]()





نظر ندی..................![]()
راستی عزیزان دل چند تا عکس با حال از
نانسی عجرم
گذاشتم تو ادامه مطلب
حالشو بببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببرید
حالا هی بگید ح.گ. پسر بدیه
من هنوززززززززززززز هم در انتظارم
بابا من تنهههههههههههههههههام

ادامه مطلب...


